چرا مغز ذاتاً بدبین است؟

چرا همیشه به جنبه‌های منفی ماجرا بیشتر فکر می‌کنیم؟

بله کاملاً درست خواندید. به عنوان یک روانشناسِ شناختی، با اطمینان می‌گویم که شما چه بخواهید یا نخواهید، ذاتاً بدبین هستید و این یک موهبت بزرگ است. بدبینی ذاتی انسان به این معنا نیست که شما خوبی‌های موقعیت را نمی‌بینید یا نمی‌توانید از نکات مثبت اتفاق‌ها لذت ببرید.

شما قطعاً می‌توانید از زیبایی‌های یک منظره لذت ببرید و هزاران تجربه‌ مثبت دیگر را از حافظه‌تان فرا بخوانید؛ اما در تمام این شرایط، مغز به‌صورت خودکار پنج بار در ثانیه محیط اطراف‌تان را اِسکن می‌کند و از خودش می‌پرسد: «آیا این‌جا امن است؟ یا این که خطرناک است؟»

بدبینی و منفی‌گرایی ذاتی مغز

مغزتان این کار را به‌صورت خودکار انجام می‌دهد و بابت این اسکن، خاطرتان را مکدر نمی‌کند؛ اما می‌توانید ردپای بدبینی مغزتان را در افکاری که تولید می‌کند، ببینید.

هیچ‌وقت برایتان پیش آمده که به خودتان جمله‌ مثبتی بگویید و در پاسخ ندایی درونی را بشنوید که می‌گوید: «اگر نشد، چی؟» شاید هم کسی از شما تعریف‌ می‌کند و شما در عین حال به مغزتان گوش می‌کنید که دیوانه‌وار در حال رو کردن شواهدی برای رد کردن خصوصیات خوب شما است؟

اگر این نداهای درونی منفی‌گرا برایتان غریبه نیستند، می‌توانیم بگوییم که شما با مغز منفی‌گرای خودتان آشنا شده‌اید. شاید حالا با خودتان بگویید که «آخ گفتی! چطور از شر این مغز منفی‌گرایم خلاص شوم؟ چطور مثبت‌اندیش و خوشحال باشم؟ می‌خواهیم آشنایی‌تان را با این مغز منفی‌گرا بیشتر کنیم.

مغز منفی‌گرای شما یک موهبت است

می‌گویید چطور؟ سه نفر از اجداد شکارچی‌مان را تصور کنید که برای شکار در جنگل می‌گردند. یک نفر از آن‌ها موجود بسیار مثبت‌نگر و خوش‌بینی است. او وقتی با اتفاقی روبه‌رو می‌شود، همیشه بهترین احتمال را در نظر می‌گیرد.

نفر دوم یک موجود به شدت منفی‌گراست که از هر صدای کوچکی از جا می‌پرد و حتی چهره‌های دوستانه را دشمن تلقی می‌کند. نفر سوم همیشه گوش‌به‌زنگ و حواس‌جمع است. او وقتی با یک موقعیت مبهم روبه‌رو می‌شود، احتمالات منفی را در نظر می‌گیرد و با مقداری بدبینی و انتظار خطر، محیط را بررسی می‌کند.

حالا این سه نفر در جنگل برای شکاری کمین کرده‌اند. ناگهان، صدای خشخشی از پشت سرشان می‌شنوند و یک ببر بزرگ وارد صحنه می‌شود. به نظر شما کدام‌یک از این سه نفر بهترین شانس را برای زنده ماندن دارد؟

نفر اول به خاطر این که خودش را برای این شرایط آماده نکرده و احتمالاً منتظر آمدن یک خرگوش سفید و پشمالو بوده، در اولین فرصت شکار می‌شود. نفر دوم به قدری ترسیده که همان‌جا خشکش می‌زند و او هم احتمالاً جان سالم به در نمی‌برد. تنها نفر سوم است که احتمالاً به خاطر گوش‌به‌زنگی‌اش راه فراری از دست ببر بزرگ پیدا می‌کند.

دفعه‌ بعد که مچ خودتان را در حال تصور بدترین سناریوهای ممکن گرفتید، به خودتان یادآوری کنید که «شما از نوادگان اجداد بدبین‌مان هستید (خوش‌بین‌ها خیلی وقت است که منقرض شده‌اند). شما ذاتاً بدبین هستید و این ویژگی یک موهبت است. در واقع در یک پژوهش در مجله‌ای معتبر، ناحیه‌ای از مغز را پیدا کرده‌اند که مسئول بدبینی است(+). آن‌ها احتمال می‌دهند که افسردگی و اضطراب ناشی از تحریک بیش از حد هسته‌ دم‌دار یا کاودیت نوکلئوس باشد.

دانستن این که منفی‌گرایی و پیش‌بینی کردن بدترین سناریوها در مغز ما یک ویژگی مهم است، چه دردی از ما دوا می‌کند؟ در واقع این دانش یک تیغ دولبه است:

ممکن است شما قانع شوید که

۱. منفی‌گرایی چیز خوبی است چون شما ذاتاً بدبین هستید

به‌شدت امیدواریم که این اتفاق در ذهن شما نیافتد. منفی‌گرایی ذهن -برای اجدادمان که در محیط‌هایی بسیار پرخطرتر از ما زندگی می‌کردند- کاملاً سازنده و مفید بوده است. به‌علاوه آن‌ها کاملاً ذهن‌آگاهانه زندگی می‌کردند.

آن‌ها زندگی بسیار ساده‌تری داشتند و با تهدیدهای واقعی مثل گرسنگی، آب‌وهوا و موقعیت‌شان در قبیله دست‌وپنجه نرم می‌کردند. سناریوهای غیرلازم درباره‌ شرایط پیچیده‌ای که ما تجربه می‌کنیم، حتی از تصورشان هم خارج بود.

۲. منفی‌گرایی حالت طبیعی مغز ما است که باید آن را بپذیریم

خیلی مهم است که ما این نکته را بپذیریم که مغز ما ذاتاً منفی‌گراست. این پذیرش به ما کمک می‌کند تا بتوانیم از دام افکار منفی‌مان بیرون بیاییم. این که بپذیرید که شما ذاتاً بدبین هستید، به شما کمک می‌کند تا وقتی افکار بدبینانه از ذهن‌تان می‌گذرد، خودتان را سرزنش نکنید.

یادم است مراجعی پیشم آمد و ‌گفت که می‌خواهد دیگر فکرهای منفی نکند. او می‌گفت که می‌ترسد با افکار منفی آن‌ها را به زندگی‌اش جذب کند. اینکه بدانید شما ذاتاً بدبین هستید، کمک می‌کند تا در چنین شرایطی عملکرد مغزتان را بهتر درک کنید.

پذیرش، برادر بزرگ‌تر تغییر است و بنابراین، اگر دوست ندارید منفی‌نگر و بدبین باشید، اول باید بپذیرید که این بخشی از وجود و طبیعت ذاتی ما است. بعد از این پذیرش می‌توانید با شفقت بیشتری برای تغییرش تلاش کنید.

و اما خبر خوب

برایتان گفتیم که شما ذاتاً بدبین هستید. این یعنی مغزتان جنبه‌های منفی هر ماجرایی را پررنگ‌تر و قوی‌تر از جنبه‌های مثبت درک و تحلیل می‌کند. همچنین برایتان گفتیم که این یک موهبت است. شما بدبین هستید، چون باید در برابر خطرها همیشه آماده می‌بودید؛ اما خبر خوب این است. حالا دیگر نیازی به آن‌قدر بدبینی نیست و خوش‌بینی آموختنی است!

یکی از بزرگ‌ترین و مؤثرترین روان‌شناسان عصر ما به نام مارتین سلیگمن معتقد است که خوش‌بینی آموختنی است. او در کتابی به اسم خوش‌بینی آموخته‌شده به این موضوع به صورت کاملاً مفصل پرداخته است؛ اما این که چطور می‌شود خوش‌بین‌تر شد، موضوعی است که در مقالات بعدی به آن خواهیم پرداخت.

با دوستان به اشتراک بگذارید!

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در email
نویسنده مطلب:
سپیده بخت

سپیده بخت

سپیده با افتخار خودش را یک خرخوان حرفه‌ای می‌داند. از بچگی هر کتابی که به دستش می‌رسید، می‌خواند. هیچ‌چیز به اندازه‌ یاد گرفتن و یاد دادن درباره‌ مغز، سر ذوقش نمی‌آورد. او عاشق رشته‌اش و همه‌ چیزهایی است که به مغز ربط دارند.
مطالب پیشنهادی

4 دیدگاه دربارهٔ «چرا مغز ذاتاً بدبین است؟»

  1. صدیقه رحیم مشائی

    با درود
    خیلی وقت سوال منفی گرایی مغز بودم از مطلب بالا استفاده کردم
    سپاس فروان‌

  2. راضیه هادی زاده کفاش

    سلام خانم دکتر بخت، مثل همیشه بسیار عالی و آموزنده بود، ممنون که هستین 🙏❤

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا